تبليغاتX
قار قارِ تنهایی

۲سال پیش مامیم از قاضی انطب -تو کشور ترکیس-
ی رو تختی خرید مث پوست گاو میمونه مدلش..
من تبریک میگم به ایرانیان جدیدالدول ابتکار...
امسال پالتوشو دارم تنه همه بچه های ۱۰- سال میبینم...

تبارک الله به این همه ابتکارررر

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


اینه همه بهم اصرار کردی...
فهمیدی دردمو؟
عمرن...

سخت بود یه بار برعکسش رو بگی؟

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


هنوز صورتم میسوزه...
وقتی رفتم پارک یه بابا رو دیدم که برا اینکه ترس بچش بریزه با ۲متر لنگش رفت بالا سرسره بیشتر صورتم سوخت...
کلمش عجیبه و شبیه همه بابا
اما این با/با
با این با/با
هزاران با فاصلس

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


حرف عوض باشه/حالم عوض میشه

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


نه بابا اینجوری که میگی نیست...
فقط
پاک نیستیم...
اصلن زندگی نکردیم که از مُردن بترسیم

همین

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


من خوبم خوب تر از همیشه
فقط
خسته شدم اینقد خسته بودنت رو به رخم کشیدی...
و باز فقط ۲ دقیقه وقت....
برای منم بزار...
وقتی بهت ۲۰مین سال خریتت رو تبریک گفتم به من نخند...
این لبخند خریتته؟

پ.ن:قاطی تر از قبلم...
پ.ن۲:دوس دارم چرت بنویسم وب خودمه..
حله؟

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


باز من اومدم..
اما اینبار پخته تر از گذشته...
خیلی چیزا رو جدید یاد گرفتم....
خ
ی
ل
ی

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


اینبار ریختم...
یکباره...
بیا و بچین تمام صغری کبری های عالم را
فقط
بشین و ببین کدام
من
میشود...!

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه |


یه روز
میای
 کنارم
که
خیلی
وقته
رفتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم....!

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


بعضی حرفا...
آتیش به استخونم میزنه..

حرف دارم اما زبانی نیست.....
دست دارم اما دعایی نیست..

 

*جالب نوشت:بعد از ۶۱ روز.... و تبریک سال نو

دیونه و بی نمک شمایید

من اینجا یه گوشه ایی حالا حالاها کار دارم...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


میدانی...
دنیا میتواند زیباتر هم شود
فقط
اگر
تو
حرف بزنی...
حتی یه جمله....

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه |


یه لحظه همه دنیا بوی خون میگیره....

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


تمام دنیا...
و
احساساتش...
جمع میشوند در چشمان نه چندان زیبایم که
جز
احساس
چیزی ندارند و تمام...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


دوستم داشته باش....
                        من به آن میارزم که به من تکیه کنی...
گل اطمینان را تو به من هدیه کنی...
دوستم داشته باش.....

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


این ۲ تا اتفاق رو خط زندگی ساده رخ یده...
۱.برای چیزی که که دوسش داری نجنگی از دستش میدی...
۲.از خطری بترسی سرت میاد...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


منی نیست...

لطفا" دنبال مائی نباش...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه |


میخواهم از بودنم رنگی بسازم
.
.
.
.
رنگ بودن مهیاس....
نقاش زندگی ام کجاس؟

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


مث بزی شدم که سشوار کشیده...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


اتفاقای ناگهانی
هیو بد جور تا مغر استخونت رسوخ میکننو سلولات رو تکون میدن...
حتی برا کسایی که از خودشون مطمئنن
برا منم همش یهو بود...
تو برانامه ۴۰سال آیندم هم ردی از اینا توش نبود...
اما
حالا
شد
و
هست
...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


اتفاقی که از منجر شدنش بترسی...
زود باهاش مواجه میشی
خیلی زود...
انگار قراره همه چی برعکسش باشه..

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


بی انکه زمان مهیا شود آمدی...
بی حرفی در چنگال قلبت اسیر شدم...
بی انکه بخوانیم اجابتت کردم...

این بود رسم عاشقیه ما

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


بزرگ بودن...
در حرکت بودن سنگین است...سخت است...
کاش کوچک بودیم و ساکن...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


سریع و پشت هم لبانت را میگیریم...
اما
چونه است؟
تازگیها لبانت باریکو تند شده است...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه |


من باشم و تو...
و
یک سکوتــــــــــــــــ
و
دیگر هیچ...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


اینبار من نه
اما قبل از همه چیز کلاغ قصه گوی ما به مقصد رسیده و سر بر زیر بال آرامه آرام خواب میبیند

صدای در میاید...
.
.
.
.

صدای گریه بچه که تازه قدم به این دنیا نهاده....
فضا را پُر کرده...
میلاد نرسیده...
امروز زاده میشوم و بس...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


دوس دارم کلیشه ایی باشم...

بیـــــــــــــا ، تا پیدا شم تو باش تا من باشم هنـــــــــوز میشینم به هوای دیدن تو.
تو باش این دل کندن کجا ؛ رفتی بی من بمــــون نزدیکم
 به
  شب رسیدن تو....
به هوای دیدن تو...

پ.قار:ابهام موج میزند...

 

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


زمان میگذرد...
و همچنان من ؛ از من بی خبرم....

پ.قار:رفیق خوب یادمه در برابره یه وب دیگه مسئولیت دارم...
اما خالی ام...
خوب منو احساسمو میدونی...
بی کنایه!

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


میدانی رفیق...
مهمان دستانت مدتهاست هم نشین قلبم شده
دیگر به مالکیت رسیده...

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


درست زمانی که حرف ها به ارزش تبدیل شده اند
اگر خلافش با نیش بیان شود...
تا عمق جان فرو میروند
به صورتٍ مُشدّد....

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


نیش ترها این روزها عجیب کاری شده...
درست در یک چشم به هم زدن است...
دیواره قلبم فرو میریزد...
چشمانم سنگین میشوند..
و
در سکوت کم کم رنگ میبازد

+ قار قار های به آسمان رفته ی یک کلاغ سیاه


X

گلوله ای

که من را

....کـُـشت

.

.

.

!می خندید


Home
E- mail



Archive

آذر 1390

مهر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388